جهان شاعری گریزان و بی‌کتاب

دربارۀ کتاب «بهرام اردبیلی در گفت‌وجوی داریوش کیارس»

روایتی از مواجهه با شاعری که انگار از همان ابتدا بنا بوده کامل دیده نشود: نه نامش فریاد می‌شود، نه تصویرش اصرار دارد در ذهن بماند. این کتاب که نخستین‌بار در سال ۱۳۹۵ توسط نشر رشدیه منتشر شد، حالا پس از نزدیک به یک دهه، با ویرایشی تازه و افزودنی‌هایی جدید به بازار آمده است؛ بازگشتی آرام برای شاعری کم‌پیدا و گریزان. ماجرا فقط انتشار یک گفت‌وگو نیست؛ ثبت دیدار با شاعری است که بیش از آن که در متن‌ها زندگی کرده باشد، بیرون از کتاب زیسته است.

بهرام اردبیلی (۱۳۲۱- ۱۳۸۴) از چهره‌های شاخص جریان «شعر دیگر» بود. شاعری که نه شیفتۀ انتشار کتاب بود و نه مشتاق تثبیت نام. بخش بزرگی از نوشته‌هایش از میان رفته و آنچه مانده بیشتر در حافظۀ دوستان و پراکندگی مطبوعات نفس می‌کشد. گفت‌وگوی داریوش کیارس با او حاصل بازگشت کوتاه‌مدتش به ایران است؛ بازگشتی پس از سه دهه زیستن در سفر، یوگا، سکوت و دوری از زبان. کیارس در مقدمه توضیح می‌دهد که چرا سراغ این «شاعر بی‌کتاب» رفته است؛ چون احساس کرده جامعه دیگر این جنس انسان را نه می‌پرورد و نه تاب می‌آورد.

اردبیلی سی سال فارسی حرف نزده بود. ذهنش را به تعبیر خودش، از کلمه شسته بود. همین است که لحن کتاب ساده، شکسته، گاه منقطع و در عین حال صادق است؛ انگار صدایی از دوردست ضبط شده و حالا بی‌واسطه در گوش ما می‌پیچد. زندگی او به افسانه پهلو می‌زند. از نوجوانی که تا چهارده‌سالگی خواندن و نوشتن نمی‌دانست اما خیلی زود شعرش در مجله چاپ شد، تا مردی که کولی‌وار خانه را ترک کرد، به هند رفت، یوگی شد، در جزایر قناری طبالی کرد و حتا برای خودش گوری کند؛ مردی که باور داشت می‌تواند زمان مرگش را پیشاپیش حس کند. در جایی از کتاب از تنهایی مطلق جزایر قناری می‌گوید: «از اینجا تا ابدیت هیچ‌کس نیست».

با این‌همه، اهمیت کتاب، فقط در زندگی نامتعارف اردبیلی نیست. شعر او، همان تعداد اندک و پراکنده، کیفیتی دارد که هنوز تازه می‌نماید؛ زبانی پالوده، تصویرهایی بی‌سابقه، خلأهایی سنجیده که خواننده را به مشارکت می‌طلبد. شعری که دشوار نیست اما دیریاب است؛ به سادگی در ذهن می‌نشیند و دیر رها می‌نشیند و دیر رها می‌کند؛ نه رد مستقیمی از پیشینیان در آن دیده می‌شود و نه تقلیدی از هم‌نسلان.

بهرام اردبیلی در گفت‌وجوی داریوش کیارس بیش از آنکه زندگینامه باشد تماشای شاعری است که خواست در هاله‌ای از ابهام بماند اما همین ابهام اکنون ما را وامی‌دارد دوباره به صدایش گوش دهیم.

 

نویسنده: قاسم فتحی
منبع: مجلۀ اندیشۀ پویا، شمارۀ ۱۰۰، نوروز ۱۴۰۵